مروری بر خاطرات گذشته ی گل پسرم
سلام امیر حسين مامان ما دوباره از روز 5شنبه 19 دی ماه اومدیم خونه ی مامانی تا مامان چون شمارو حموم ببره و باز موندگار شدیم تا جمعه 27 اذر که بابایی اومد دنبالمون و اومدیم خونه یکشنبه که17 ربیع الاوله ولادت پیامبر و امام صادق ست عروسی دعوتیم نمیدونم میریم یا نه چون عروسی فامیل عمو عباس میشه و احتمال داره نریم اما 16 بهمن عروسی خاله طاهره دختر دایی مامانی حتما میریم حالا شاید فردا بشه اولین عروسی که شما همراه ما هستی شاید نه به هرحال انشالله همیشه به خوشی و جشن دعوت بشی گل پسر نازنینم جمعه 20 دی مامانی تنها شما رو حموم برد چون 2 قلوهارو 5شنبه حموم کرده بود و ما هم سریع اماده شدیم تا بریم خونه دایی بنده ناهار بابت دیدن کیان پسر دختر دایی من...
نویسنده :
zbagheri
1:28



